خرید بک لینک
سال 1395 با همه خوبی و بدی هاش تموم شد و خوشبختانه پر از اتفاقهای خوب بود برای من و همسرجان. قبولی من در کارشناسی ارشد، خرید خونه و مسافرت اردیبهشت قشنگترین اتفاقات این سال بودن امیدوارم سال جاری بهتر و پربارتر از سال گذشته باشه. گاهی لازمه از علایق ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:01

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:01

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:01

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:01

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:01

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 2:26

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:33

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:33

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:33

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:33

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:33

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت: 15:33

این مدت که نتونستم بنویسم کلی اتفاقات خوب برام افتاده. اولین اتفاق خوب خرید خونه بوده! بالاخره من و عشقولی موفق شدیم خونه بخریم اگر چه کوچولویه ولی همین که مال خودم نه و مجبور نیستیم هر سال اسباب کشی کنیم خیلی عالیه امیدوارم بهترین اتفاقای زندگیمون تو این خونه رقم بخوره. البته خرید خونه خیلی جالب بود رفتیم آبنبات بگیریم سر راه یه خونه هم گرفتیم:) خیلی دنبال خونه نگشتیم ولی به شکل عجیبی خونه خریدیم بعدها عکس این بسته آبنبات شگفت انگیز رو میذارم. پنجشنبه گذشته مامانم همراه سعید و امین برای نظافت خونه کمک کردن و جمعه عصر هم که من اومدم دانشگاه. و آخر هفته که پنجشنبه ۱۵ بهمن هست قراره به خونه جدید اسباب کشی کنیم:) اتفاق خوب دیگه ای که امروز افتاد این بود که بالاخره استاد راهنما مشخص شد و من امروز با ایشون صحبت کردم. و بنظر استاد خوبی میاد. قرار شد تا عید موضوع پایان نامه رو مشخص کنم و البته یک پایان نامه با موضوع کنترل ترافیک گرفتم که باید ۱۵ روزه مطالعه کنم و برگردوندم. کم کم دارم به جاهای سخت و اساسی پروژه تحصیلم میرسم و امیدوارم تنبلی نکنم و نهایت تلاشم رو به کار ببندم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت: 7:53

امروز که رفته بودم اتاق استاد راهنما به من گفت آقای دکتر... گفتن که دانشجوی خوبی هستی ولی یک مشکل داری و اونم اینه که متاهلی! متاسفانه اینجا یا باید درس بخونی و یا به زندگی بپردازی. اگر درس بخونی نباید مزه زندگی و عشق رو بچشی و اگر قصد داری از زندگی لذت ببری باید از لذت تحصیل و دانشگاه محروم باشی. قبل ترها تصور میکردم این طرز فکر عوامه ولی شنیدن این حرف از آقای دکتر به این نتیجه رسیدم که این باور خیلی از آدمهای تحصیلکرده هم هست. البته که درس خوندن با شرایطی مثل متاهل بودن کاری است بس دشوار و این که مثل من از راه دوری برای تحصیل آمده باشی این موضوع را دشوارتر میکنه ولی اگر حامی داشته باشی همه چیز حل میشه.خوشبختانه عشقولی من انسان بلند نظریه و ابدا خودخواه نیست و از خواسته های من حمایت میکنه. خدا جون ازت ممنونم به خاطر همسر فوق العاده و مهربونم. امیدوارم طوری عمل کنم که استاد راهنما از اینکه دانشجویی مثل من داره افتخار کنه و دکتر ... از اینکه فکر کرده من به خاطر شرایط متاهل بودنم توانایی برآمدن از پس دانشگاه رو ندارم پشیمون بشه؛)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت: 7:53

قرار بود خبرهای ناخوشایند را در این وبلاگ ثبت نکنم ولی این خبر قراره بعدها مبدل به خبر خوب بشه. همسر عزیزم متاسفانه به دلیل عادات نادرست کبد چرب داره ولی من بهش قول دادم اوضاع رو درست کنم و این کار رو انجام میدم. 

برچسب: نویسنده: پرهام کمالی تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت: 7:53

صفحه بندی